واقعیت های انکار ناپذیر جهان هزاره سوم و بایسته های تبلیغات دینی

دسته: مقالات پرسنل
بدون دیدگاه
دوشنبه - ۱۷ آبان ۱۳۹۵

جوانان بیش از اطلاعات دینی نیازمند تجربه دینی اند
تحولات جوامع امروزی وبرداشته شدن مرزهای ارتباطی،تبلیغات‌ دینی رابا وضعیت جدیدی روبه رو کرده است .نوشتارحاضرکه به مناسبت روزتبلیغ واطلاع رسانی دینی تهیه شده ، با توجه به این واقعیت ها تلاش کرده است دورنمایی ازبایسته های تبلیغات دینی  درعصر جدید را ترسیم کند.
واقعیت های عصرکنونی
سیمای تبلیغات و روش های اطلاع رسانی و ارتباط با مخاطب در قرن ۲۱ از بنیاد دگرگون شده است. در این قرن، بشر شاهد پیدایش ارتباطات دیجیتالی و نشر الکترونیکی است.توزیع و انتقال سریع و گسترده پیام فراتر از “اینجا” و ” اکنون”، از طریق شبکه های الکترونیکی موجب شده است که اطلاعات یا پیام به عنوان نماد و دستمایه توسعه همه جانبه جوامع محسوب شود.سیمای تبلیغات در عصر جدید، موجب دگرگونی در سیمای انسان و تفاوت در رویه های زندگی انسان معاصر شده است.موج اطلاعات همانند سیل بنیان کن، از بیرون مرزها بی رحمانه به درون جوامع به ویژه جامعه ما هجوم آورده است و تمام بنیاد های ارزشی، فرهنگی و اجتماعی نسل جدید را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
افسون زایی، تکنیک زدگی و مجازی سازی سه ویژگی عصرجدید
امروزه چالش ها و پرسش های تازه ای برای نسل جدید مطرح شده و انبوه و تراکم این پرسش ها مجال و فرصت پاسخگویی را از متولیان، سلب کرده است. پرسش هایی چون: من کیستم؟ چه باید باشم؟ چگونه باید زندگی کنم؟ وظیفه من در این دنیا چیست؟و… . این پرسش ها فلسفه و شیوه زندگی نسل جدید و حتی نسل های قبلی را به طوراساسی تهدید می کند.
تبلیغات در عصر جدید متضمّن تغییرات بنیادی در روش، نگرش، دانش، منش و انگیزش مبلّغان می باشد. این تغییرات بایستی همزاد زمان و همپای زبان نسل جدید باشد، اما بدون تسلیم شدن در برابر مایه های سست یا انحرافی این نسل و نیز به دور از انفعال در برابر آن.
سازه های تبلیغی در عصر جدید آن هم با مخاطبان نسل نو – که کشور ما نسلی کاملاً جوان می باشد- باید معطوف به واقعیت های انکار ناپذیر جهان هزاره سوم باشد. جهانی که به تعبیر یکی از اندیشمندان معاصر تلاقی گاه سه فرآیند: افسون زایی، تکنیک زدگی و مجازی سازی است.رسانه های الکترونیکی جدید در بسیاری از موارد از قوانین ملی کشورهای مختلف تبعیت نمی کنند و غالباً قانونمند و مرز پذیر نمی باشند. دست اندرکاران این رسانه های جهانی مطابق میل خود، می سازند و بر روی آنتن می فرستند.
نبود سانسور در اینترنت همچون شبکه های ماهواره ای موجب شده که به راحتی اطلاعات طبقه بندی شده، اندیشه های انحرافی، روش های نامناسب زندگی، تصاویر مغایر ارزش های اخلاقی در دسترس مصرف کنندگان قرار گیرد.این امر خصوصاً برای کشورهایی مانند ایران که از نظر فرهنگ اجتماعی دارای آموزه های منضبط و مدیریت شده هستند، می تواند بسیار خطرناک و آسیب زا باشد.
ضرورت ارایه طرحی برای ” معنا داری زندگی جمعی”
نسل جدید در چنین فضایی کاملاً بی پناه، کم تجربه و ناتوان بروز و ظهور می کند، از هویت دینی و ملی خویش فاصله می گیرد و با ارزش ها و سنت های اساسی خود بیگانه می شود و دچار خود گسیختگی روانی می شود.در این میان نخبگان دینی و فرهنگی و مسئولان نظام اسلامی بایستی طرحی برای ” معنا داری زندگی جمعی” و ارتباط پیوسته جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان با هویت های اصیل دینی و ملی ارائه دهند.برای دستیابی به این چارچوب، در فرآیند تعامل روابط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی باید نهادهایی تأسیس شود تا معنا یابیِ دینی و ملی و در دنیای جدید تعریف شود و ارتباط فرد با اصالت های ارزشی اش حفظ و پیوند نسل های نو و نسل های گذشته تقویت شود.آنچه نظام های سیاسی را تضعیف می کند و یا از بین می برد، فقدان و ناتوانی چنین نهادهای پاسخگویی است.این نیاز می تواند مبنای نگاهی نو و کارکردی جدید در فرآیند جدید تشکیلاتی سامانه های تبلیغاتی و دستگاه های مدیریت فضای مجازی باشد.
بایسته های تبلیغ درجهان جدید
در روش شناسی تبلیغ بایستی پذیرفت که تبلیغ نیز مانند تربیت، متضمّن رعایت سلسله مراتب، قوانین و مراحلی است که براساس ویژگی های سنی و روانی و شرایط اجتماعی مخاطب انجام می گیرد.
آماده سازی مخاطب و توجه به ایجاد نیاز در روح و روان مخاطب مسئله بسیار مهمی است. (تا فرد گرسنه نشود، تمایل به دریافت غذا نخواهد داشت) علاوه بر آمادگی، رغبت انگیزی، پذیرش عاطفی و ظرفیت ادراکی نیز بایستی فراهم باشد، تا مخاطب به سوی مضمون پیام جلب شود.امام علی (علیه السلام)در حکمت ۳۳۱ نهج البلاغه به همین نکته اشاره دارند که: اَلعلمُ علمان علمٌ مطبوع و علمٌ مسموع لا یَنفع المسموعُ اذا لم یکن المطبوعُ: علم دو نوع است: علم طبیعی که همان قابلیت های درونی فرد است و علم استماعی و بیرونی و یا شنیده شده و کسب شده که برگرفته از آموزه های بیرون و محرک ها و عوامل برون فردی است.به دیگر سخن، علم درونی که ناشی از طبیعت و فطرت و استعدادهای ذاتی آدمی است،  مبنای رشد و تعالی و پذیرش انسان واقع می شود و تا محرک های بیرونی و ادراک های خارجی با درون مایه های فرد پیوند برقرار نکند، مؤثر واقع نخواهد شد و از همین جاست که عناصر فاسد تبلیغاتی جهانی در دراز مدت ناکارآمد و کم اثر هستند و آموزه های دین باورانه که متکی به نیازهای فطری و طبیعی آدمی است، اگر با شکل و قالب شایسته ای ارائه شود حتماً مورد پذیرش واقع می شود.
عناصرموثردرانتقال پیام
در کارآمدی یک پیام ( چه پیام اخلاقی یا فرهنگی یا سیاسی یا اجتماعی و…) عناصری می توانند دخالت داشته باشند:
*موقعیت شناسی در ارائه پیام
*زبان گزینی متناسب با سطح و ادبیات مخاطبان
*نیاز شناسی در انتخاب مضمون پیام
*زمان شناسی در انتخاب موقعیت انتقال پیام
*مخاطب شناسی در انطباق محتوا با شخصیت گیرنده
*روش شناسی در نحوه انتقال پیام
*سبب شناسی در جهت شناسایی موانع انتقال پیام
*هماهنگ سازی بین شرایط گوینده پیام و شرایط گیرنده پیام
نتایج پژوهش های انجام شده در قلمرو تفاوت تأثیر پذیری حواس انسان در فعالیت های تبلیغی نشان می دهد:
۷۵درصد از یادگیری های انسان و تأثیرپذیری ها از طریق حس بینایی،۱۲درصداز طریق حس شنوایی،  ۶درصداز طریق حس لامسه،  ۳درصد از طریق حس بویایی و ۳درصد از طریق حس چشایی انجام می گیرد.بنابراین روش های بصری و نمایشی بیش از سایر روش ها در انتقال مفاهیم به مخاطبان تأثیرگذار است:همچون (جایگاه تعزیه در انتقال مفاهیم عاشورایی و نقش فراوان بازدیدهای راهیان نور از جبهه ها …)
همچنین از دیگر مؤلفه های مؤثر در فرایند ارتباط مؤثر و تبلیغ اثر بخش، می توان به موضوع زبان و شیوه کاربست ادبیات کلامی و غیر کلامی اشاره کرد.
محققان علوم ارتباطات نشان داده اند که حدود ۶۵درصد از اثر بخشی ارتباطات در مخاطب، جنبه های نامرئی و پنهانی و غیرکلامی آن است. لحن، گرمی و سردی کلام، تندی و تیزی یا ملایم بودن نگاه، بدبینانه و خوش بینانه بودن تعابیر، چیدمان صحنه ها، تصویرهای زمینه، علائم و نمادهای جانبی، حرکات بدنی و … می تواند یک پیام یا محتوای ممتاز را بی اثر یا کم اثر کند و بالعکس یک پیام با محتوای سخیف را دلپذیر و مقبول نماید.
«و ما علی الرسول الّا البلاغ المبین» کاربردی نشده است
البته نمی خواهیم جایگاه اندیشه و عمق اهمیت محتوا را نادیده بگیریم. به هر حال متأسفانه در عرصه تبلیغ ارزش ها و ابلاغ پیام دینی به مسئله زبان و نمادها و عناصر مؤثر در آن توجه کافی نشده و آموزه مهم وحیانی “و ما علی الرسول الّا البلاغ المبین” کاربردی نشده است. بنابراین ابلاغ مبین؛ توجه همه جانبه به قالب و محتوا می باشد.نکته دیگر آن که: لازمه کار تبلیغی به لحاظ خصوصیات خُلقی و شخصیتی، افزون بر همه شرایط و لوازمی که در ابعاد آموزشی و مهارتی بر شمرده اند، نیازمند ظرفیت وسیع و پهنه پذیرش آرا و افکار دیگران ( سعه صدر در ادبیات دینی و دگر پذیری در ادبیات جامعه شناسی تبلیغ) می باشد.انسانی که سعه صدر ندارد، در رفتار و برخورد و در انتقال پیام و مقصود خویش، دچار مشکلات و دشواری هایی می شود که به طور ناخواسته و ناخود آگاه در کیفیت انتقال مفاهیم با مخاطب دچار تنگ نظری و درنهایت به جای جاذبه، دافعه خواهد شد.در برخورداری از سعه صدر و روی گشاده و خلق نیک و همراهی با مخاطبان است که اعتماد، امنیت، رغبت و همدلی و اثر پذیری اتفاق می افتد.
جوانان بیش از اطلاعات دینی نیازمند تجربه دینی اند
بسیار جالب است که توجه داشته باشیم که آموختن دین یا آموختن ارزش های نظام اسلامی با تجربه کردنِ دین دو امر متفاوت هستند. جامعه و به ویژه جوانان بیش از آن که نیاز به آموختن دانش و اطلاعات دینی داشته باشند، مهم تر و عمیق تر از آن، نیاز به تجربه دینی دارند.دستگاه های تبلیغی در تربیت جوانان افزون بر دادن اطلاعات و دانش دینی بایستی در پی فراهم کردن موقعیت هایی باشند که مخاطبان به تجربه دینی و احساس معنوی و دریافت های واقعی از مفاهیم دین موفق شوند؛ حضور در فضاهای دینی، ارتباط با مؤمنان، درک بی واسطه و معنا جویانه معارف اسلامی می تواند به افزایش منابع انگیزشی ایشان در این باره کمک کند. آنچه مهم ترین عامل در دینی شدن جوانان دوران جهاد و دفاع مقدس بود حضور در جبهه های نبرد و تجربه مفاهیم ایمان، جهاد، ایثار، شهادت و … بوده است.
توحید محوری تبلیغات دینی
پایان این بحث به امتیاز بزرگ تبلیغات در مکتب انبیا و اولیای الهی است و آن اینکه در مکتب وحی و سیره اهل بیت رسول ا…، همه تلاش ها، جهادها، گفت و شنودها، مقاومت ها، تبلیغ ها برای رضایت خداوند و در جهت عبودیت انسان در پیشگاه الهی شکل می گیرد.
تمایز تبلیغات اسلامی با همه سازو کارهای تبلیغی در دنیای معاصر آن است که در محور توحید معنا دار می شود. انبیای الهی و پیشوایان معصوم مکتب تشیع همگی خود عامل به آنچه می گفتند، بودند و در برابر تلاش خویش هیچ مطالبه اجر و مزد نمی کردند که “قل لا أسألکم علیه من اجر” و این خود هم عامل مصونیت بخشی به تبلیغ بوده یعنی هرگز استفاده ابزاری و مادی و سلیقه ای از عرصه تبلیغ صورت نمی پذیرفت و هم صداقت و بی ریایی و بی تکلفی مبلّغ را می رساند و همین ها در ماندگاری و اثر بخشی محتوای تبلیغ کاملاً تأثیر گذار بودند.همت بلند و سعی کارآمدانه مبلّغان فرهنگ و اندیشه اسلامی را تقدیر می کنیم و آرزومند توفیق ایشان در جهاد کبیر دفاع منطقی و هنرمندانه از ارزش های اسلام و انقلاب اسلامی هستیم.


نوشته شده توسط:modirs - 747 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 439
برچسب ها:
دیدگاه ها