اخلاق اجتماعی پیامبر اکرم – اداره کل تبلیغات اسلامی خراسان رضوی

اخلاق اجتماعی پیامبر اکرم

دسته: تبلیغ
بدون دیدگاه
شنبه - ۲ اردیبهشت ۱۳۹۶

 

چکیده

 

اخلاق رسول خدا (ص) از جوانب گوناگون فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تربیتی، بهترین الگو برای همه مردم در تمام اعصار می باشد.

 

در این مقاله، ابتدا معنای لغوی و اصطلاحی اخلاق بررسی و تبیین گردیده، سپس به یکی از جلوه های اخلاق اجتماعی پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد (ص) در زمینه ی «مردم داری» اشاره شده است. در این راستا شاخصه های اصلی مردم داری را با بهره مندی از کلمات دُرّبار ایشان مورد اهتمام و عنایت قرار می دهیم.

 

مقدمه

 

رسالت اصلی رهبران و انبیاء الهی حضور در متن جامعه است و یکی از ضرورت های اخلاق مسلمانی، مردم داری می باشد. بی شک در وسع این مقاله نمی گنجد که به تمام جوانب اخلاق کریمانه ی اجتماعی آن حضرت اشاره نماییم؛ ازاین رو به قطره هایی از این اقیانوس بیکران معرفت اشاره می کنیم تا از این چشمه زلال حقیقت و آفتاب عالم گیر روشنایی توشه ای برای زندگی فردی و اجتماعی خویش اخذ کرده باشیم.

 

معنای لغوی و اصطلاحی اخلاق

 

واژه اخلاق از ریشه «خلق» گرفته شده است. اگر با خاء مفتوح استعمال شود، به معنی صورت ظاهری و اگر با خاء مضموم استعمال گردد، به معنی صورت باطنی است. راغب اصفهانی همین مطلب را در قالبی دیگر بیان می کند: «لکن خصّ الخَلق بالهیئات و الاشکال و الصور المدرکه بالبصر، و خص الخُلق بالقوی و السّجایا المدرکه بالبصیره».[۱] بنابراین خُلق به «ملکه»، یعنی صفت پایدار و راسخ در انسان گفته می شود. به تعبیر شهید استاد مطهری، خَلق مربوط به شخص است و خُلق مربوط به شخصیت.[۲] اخلاق اصطلاحا به تمامی صفات نفسانی که منشأ کارهای پسندیده یا ناپسند می شوند و به صورت راسخ و پایدار هستند، اطلاق می گردد.

 

مردم داری

 

یکی از روش های بسیار مهم و مؤثر که در دعوت و جذب مردم می تواند نقش اساسی ایفاء نماید، مردم داری است. مردم داری یعنی با مردم بودن، برای مردم بودن، در خدمت دیگران بودن و شریک درد، رنج، راحتی و غم دیگران بودن و در یک کلمه، خود را خدمتگزار و غمخوار دیگران دانستن. زیستن در کنار مردم، زندگی ساده و رفتار بدون تشریفات زائد از اصول مردم داری به شمار می رود.

 

حضرت محمد (ص) با تعهد و مسئولیت پذیری بی نظیرخویش، خدمت به مردم محروم و ضعیف را در رأس برنامه های خود قرار داده بودند و در این مسیر، هیچ گونه امتیاز خاص و بهره مندی ویژه ای را برای خود قائل نبودند. «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی »؛[۳] «بگو: هیچ مزدی جز دوستی با خویشانم از شما نمی خواهم». از سویی دیگر پیامبر رحمت (ص) برای تشویق مردم در جهت گام برداشتن به رفع حاجت مؤمنان سفارش می کردند و می فرمودند: «َ مَنْ مَشَى فِی عَوْنِ أَخِیهِ وَ مَنْفَعَتِهِ فَلَهُ ثَوَابُ الْمُجَاهِدِینَ فِی سَبِیلِ اللَّه »؛[۴] «کسی که برای کمک به برادر خود و سود رساندن به او اقدام کند، پاداش مجاهدان در راه خدا را خواهد داشت». مردم داری دارای نُمودها و شاخصه هایی است. باید به آن روحیه ها و خصلت هایی که سبب جذب دیگران و راهگشای توفیق بیشتر برای خدمت و همدلی می شود، دست پیدا نمود. بنابراین در اینجا به ذکر نُمودهای مردم داری می پردازیم.

 

  1. ۱. عیادت بیمار

 

از بهترین اعمال که بر آن پاداش فراوانی مترتب است و سبب رضای خالق و مخلوق می گردد، «عیادت بیمار» است. رسول گرامی اسلام(ص) همواره در کنار مردم و در غم و شادی آن ها شریک بودند، در تشییع جنازه و عیادت مریض شرکت می کردند و دیگران را به این امر توصیه می نمودند؛

 

«عودوا المریض و اتّبعوا الجنائز تذکّرکم الآخره »؛[۵] «به عیادت بیمار بروید و در تشییع جنازه شرکت کنید، که شما را به یاد آخرت می اندازد.»

 

رسول خدا(ص) شیفته یاری رساندن به مردم بود؛ چنان که گاه زندگی اش را در این راه می گذاشت.[۶] امام علی(علیه السلام) درباره پیغمبر اکرم(ص) می فرماید: «طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ یَضَعُ ذَلِکَ حَیْثُ الْحَاجَهُ إِلَیْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَهٍ بُکْمٍ وَ یَتَتَبَّعُ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَهِ وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَهِ ،»؛[۷] « پیامبر (ص) طبیبی است که برای درمان بیماران، سیار است. مرهم های شفا بخش او آماده و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته؛ برای شفای قلب های کور، گوش های ناشنوا و زبان های لال، آماده و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است».

 

بنابراین پیغمبر اکرم (ص) از سرِ دلسوزی، مهربانی و خدمت به مردم، به این قانع نبودند که آن ها خودشان مراجعه کنند؛ بلکه حضرت پیش قدم می شدند و خود سراغ مریض های اخلاقی و معنوی می رفتند. به قول استاد شهید مطهری که تعبیر خود امیرالمؤمنین (ع) است، در یک دستش «مرهم» بود و در دست دیگرش «میسم»، یعنی آلت جراحی و داغ کردن. آنجا که با مرهم می شد معالجه بکند، معالجه می کرد و جاهایی که مرهم کارگر نبود، دیگر سکوت نمی کرد.[۸]

 

  1. ۲. صبر و بردباری

 

یکی از اموری که در توفیق یافتن انسان دخالت زیادی دارد و شرط موفقیت در کارها، بالاخص در کارهای بزرگ است، حوصله و صبر زیاد است.[۹] کما این که یکی از عوامل موفقیت رسول خدا (ص) صبر ایشان بود. بدون تردید کسانی می توانند کشتی در ورطه غرق و نابودی جامعه را نجات دهند که مجهز به لنگر سنگین صبر و استقامت باشند.

 

پیامبر اکرم (ص) با انواع تهمت ها، توهین ها و جسارت ها به ساحت مقدسشان روبرو بودند؛ از جمله خطاب ایشان به دیوانه[۱۰]، شاعر[۱۱]، ساحر[۱۲] و… از سوی مشرکان حجاز که هیچ یک از آن توهین ها حضرت را از ادامه راهشان باز نداشت. شخصی به نام طارق محاربی می گوید: «رایت رسول الله(ص) بسوق ذی المجازه فمرّ و علیه جبّه له حمراء و هو ینادی بأعلی صوته: یا ایها الناس، قولوا: لااله الا الله تفلحوا و رجل یتبعه بالحجاره و قد أدمی کعبیه و عرقوبیه و هو یقول: یا ایها الناس لاتطیعوه فانه کذّاب!»؛[۱۳] «رسول خدا (ص) را در بازار ذوالمجاز دیدم که جبه ای قرمز رنگ پوشیده، راه می رود و با صدای بلند می گوید: ای مردم، بگویید معبودی جز الله نیست تا رستگار شوید. مردی از پی او سنگ می انداخت و قوزک ها و پشت پاشنه های پایش را خونی کرده بود و می گفت: ای مردم، به حرفش گوش ندهید، او دروغ گوست».

 

ریختن خار و خاشاک بر سر مبارک ایشان، سه سال رنج طاقت فرسای شعب ابی طالب، سنگ خوردن در سفر به طائف و از همه بزرگتر، جهل و نادانی مردم و حلم و بردباری ایشان در برابر پیشامدهای سخت و ناگوار باعث شد که ایشان به تدریج بر مشکلات، ناملایمات و ناهنجاری های اجتماعی غلبه نمودند و تلخی ها و مرارت ها در اثر صبر و بردباری پیامبر اکرم(ص) به شیرینی و پیروزی مبدل شد. به یک اعتبار می توان گفت: همین که پیامبر(ص) در سرزمین خون و ظلم، درمیان فقر، جنگ، جهل و اسارت و در دل تاریکی ها انسانهایی همچون ابوذر، سلمان، بلال و … را با حوصله و صبر تربیت کردند، کاری شبیه به معجزه بود.[۱۴]

 

رسول خدا (ص) در حدیثی می فرمایند: «ِفَالصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّهِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ فِی الْخَیْرَاتِ »؛[۱۵] «صبر چهار شعبه دارد: شوق، ترس، زهد و انتظار؛ هرکه شوق بهشت داشته باشد، از شهوات دست کشد و هرکه از آتش بترسد، خویشتن را از حرام ها نگه دارد و هرکه به دنیا بی اعتنایی ورزد، گرفتاری ها را به چیزی نگیرد و هرکه منتظر مرگ باشد، در کارهای خیر بکوشد».

 

  1. ۳. فرو خوردن خشم

 

خشم کلید هر بدی و یکی از دام های شیطان است. در تزاحم و پستی و بلندی زندگی، ناچاراً انسانها با یکدیگر دچار اصطکاک و اختلاف می شوند. آن چیزی که باعث می شود تا تعدی در حقوق دیگری نکنیم و بعداً از طرف مقابل پوزش نخواهیم، فروخوردن غضب است.

 

پیامبر اکرم (ص) هیچ گاه به خاطر منافع شخصی بر کسی غضب نکردند. غضب آن حضرت فقط در مصالح و مسائل اسلام خلاصه می گشت. چنانکه امام علی(ع) در مورد غضب پیامبر خدا (ص) می فرمایند: «لَا تُغْضِبُهُ الدُّنْیَا وَ مَا کَانَ لَهَا فَإِذَا تُعُوطِیَ الْحَقُّ لَمْ یَعْرِفْهُ أَحَدٌ وَ لَمْ یَقُمْ لِغَضَبِهِ شَیْ ءٌ حَتَّى یُنْتَصَرَ لَهُ »؛[۱۶] «پیامبر خدا (ص) برای دنیا به خشم نمی آمد؛ اما هرگاه حق او را به خشم می آورد، هیچ کس او را نمی شناخت و هیچ چیز نمی توانست جلو خشم او را بگیرد تا آن گاه که انتقام (حق را) می گرفت».

 

بنابراین در جایی که بر اثر نادانی توهین می کردند یا ایشان را مسخره و تحقیر می نمودند، رسول خدا (ص) طبق آیه ی «کظم غیظ» رفتار می نمودند که میفرماید: «ِوَ الْکاظِمینَ الْغَیْظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنین»؛[۱۷] «و خشم خود را فرو می خورند و از لغزش مردم در می گذرند، اینان نیکوکارند و خدا نیکوکاران را دوست می دارد».

 

حضرت در روایتی می فرمایند: « الْغَضَبُ یُفْسِدُ الْإِیمَانَ کَمَا یُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَل »؛[۱۸] «خشم ایمان را تباه می کند، همان گونه که سرکه عسل را».

 

  1. ۴. عفو و گذشت

 

معمولاً لجاجت و کینه توزی مخصوص روح های حقیر و همت های پایین است. رسول خدا (ص) برای پیش برد رسالت و اهداف والای اسلام از خطا و لغزش دیگران درباره شخص خودشان می گذشتند. یکی از اصحاب به نام انس می گوید: «کَانَ یَمْشِی وَ مَعَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَأَدْرَکَهُ أَعْرَابِیٌّ فَجَذَبَهُ جَذْباً شَدِیداً وَ کَانَ عَلَیْهِ بُرْدٌ نَجْرَانِیٌّ غَلِیظُ الْحَاشِیَهِ فَأَثَّرَتِ الْحَاشِیَهُ فِی عُنُقِهِ ص مِنْ شِدَّهِ جَذْبِهِ ثُمَّ قَالَ یَا مُحَمَّدُ هَبْ لِی مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی عِنْدَکَ فَالْتَفَتَ إِلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ ص فَضَحِکَ وَ أَمَرَ بِإِعْطَائِ »؛[۱۹] «من با رسول خدا (ص) راه می رفتم و حضرت بردی نجرانی با حاشیه ای زبر و درشت بر تن داشت. عربی بادیه نشین از راه رسید و ردای ایشان را محکم کشید. من به گردن پیامبر (ص) نگاه کردم و دیدم حاشیه رداء از شدت کشیدن، روی گردن حضرت ردّ انداخته است. سپس آن بادیه نشین گفت: ای محمد، دستور بده از مال خدا که نزد توست، به من بدهند. پیامبر (ص) به طرف او برگشت و خنده ای کرد و سپس دستور داد که به او چیزی عطا کنند».

 

در سایه ی لطف و گذشت پیامبر گرامی اسلام (ص) بود که مسلمانان درس اخوت و برادری را آموختند تا کینه ها و نفرت ها را به محبت و دوستی و عفو یکدیگر در مقابل لغزش های جزئی و احتمالی بدل سازند.

 

  1. ۵. تواضع و خاکساری

 

رسول خدا (ص) در تمام دوران زندگی پر برکتشان با مردم از روی تواضع و به دور از فخر فروشی و تکبر رفتار کردند. ایشان در اوج قدرت و در دوران حاکمیت نیز فروتنانه با مردم برخورد می نمودند. آن حضرت با مردم بدون هیچ گونه تشریفات و هیمنه سازی ها و خود را به رخ کشیدن ها، نشست و برخاست می کردند.

 

پیامبر اکرم (ص) همواره مردم را پرهیز می دادند از این که با او رفتاری همچون رفتار با پادشاهان مغرور و متکبر داشته باشند. ابن مسعود می گوید: «َأَتَى النَّبِیَّ ص رَجُلٌ یُکَلِّمُهُ فَأُرْعِدَ فَقَالَ هَوِّنْ عَلَیْکَ فَلَسْتُ بِمَلِکٍ إِنَّمَا أَنَا ابْنُ امْرَأَهٍ کَانَتْ تَأْکُلُ الْقَد»؛[۲۰] «مردی به حضور رسول خدا (ص) رسید و از هیبت وی به لرزه افتاد. پیامبر به او فرمود: آرام باش، من پادشاه نیستم، من پسر زنی از قریش هستم که گوشت خشکیده می خورد». در اثر برخورد مهربانانه و فروتنانه بود که ایشان دلها را با محبت فتح کردند و یارانی رشید و فروتن تربیت نمودند.

 

  1. ۶. خوش رویی

 

انسان ها در مواجهه با یکدیگر، پیش از هر سخن و عملی، نحوه گفتار و رفتارشان نقش تعیین کننده ای دارد. خوش رویی کلید اصلی برای فتح دلها و برقراری محبت و دوستی است که با نمایش و استارت تبسّم آغاز می شود. رسول خدا(ص) به خوبی به این فضیلت متعالی آراسته بودند. بنابراین هنگامی که آدمی برای کمک به مردم، ثروت و امکاناتی ندارد، شاید خوش رویی بهترین وسیله پذیرایی از دیگران و مناسب ترین سلاح در کاستن درد و آلام و مشکلات مردم باشد.

 

۷.معاشرت با مردم

 

انسان ها در ارتباط و معاشرت با یکدیگر، حقوق و وظایفی دارند. بزرگترین عنصر کلیدی برای فتح دلها و اثرگذاری در دیگران، رعایت یک سری نکات ساده و در عین حال پیچیده است که امروزه از آن به عنوان «مهارت های ارتباطی»[۲۱] نام برده می شود.

 

رسول خدا (ص) با توجه به مقتضیات و شرایط آن عصر، امکانات و تکنولوژی عصر کنونی را نداشتند؛ اما آن چنان شیفته هدایت و نجات مردم از جهل و خرافات بودند که تمام لحظات و عمر شریف ایشان در این راه پُر ارزش و مقدس سپری شد. وجود مقدس پیامر (ص) اسوه ای ماندگار و همیشگی در طول تاریخ است که با تأسی به سلوک معنوی و نوع برخورد ایشان با قشرهای مختلف جامعه، هرگونه بهانه جویی، اهمال کاری و جبر گرایی را از دست کسانی که می خواهند طریق آن حضرت را در زندگی اجتماعی نپیمایند، می گیرد. به قول صائب تبریزی:

 

یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت در بند آن مباش که مضمون نمانده است

  1. ۸. نفی تکلّف

 

تکلّف در لغت به معنای رنج بر خود نهادن، کاری را به مشقّت انجام دادن، تحمل کردن امری با رنج، سختی و خلاف عادت است.[۲۲]

 

رسول خدا (ص) از هر گونه به تکلف انداختن مردم پاک و منزه بودند و در تمام شئون زندگی خود بی تکلفی را رعایت می کردند. ایشان مانند شاهان و اشراف سخن نمی گفت و از رفتار پرطمطراق و تشریفاتی به دور بود. آنچه در رفتار، کردار و نوع نشست و برخاست و همه ی کارهای آن حضرت (ص) جلوه بیشتری داشت، سادگی و بی آلایشی بود. پیامبر اعظم(ص) می فرمود: « نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْأَوْلِیَاءِ بِرَاءٌ مِنَ التَّکَلُّف»؛[۲۳] « ما گروه پیامبران و امنای پروردگار از تکلف به دوریم».

 

جامعه دینی ما اگر بخواهد اکثر مشکلاتش رفع بشود، باید این سیره اجتما عی رسول خدا (ص) را سرلوحه برنامه هایش قرار دهد. بنابراین به هر بهانه و توجیهی( امنیتی-مشغله ی کاری زیاد-داشتن جلسه و …) نباید بین مردم و مسئولان فاصله بیفتد. در اثر تکلّف و تشریفات زاید توفیق رسیدگی به احوال و حوایج همنوعان و خدمت رسانی بهتر به آنان از مسئولان سلب می گردد.

 

  1. ۹. اجرای مساوات

 

یکی از شاخصه های مردم داری، اجرای مساوات در بین مردم و ارزش گذاری انسانها براساس تقوا و معرفت است.

 

پیامبر خدا (ص) حتی در نگاه کردن به اصحاب خویش مساوات را رعایت می کردند و یا در حلقه ای که اصحاب می نشستند، هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمی شد. عرب را بر عجم و سفید پوست را بر سیاه پوست و اشراف زاده را بر خدمتکار مقدم نمی نمود و می فرمود: «ائْتُونِی بِأَعْمَالِکُمْ لَا بِأَنْسَابِکُمْ[۲۴]»؛ «عمل های خود را نزد من آورید، نه نسب هایتان را». اجرای تمام اقسام مساوات در همه زمینه ها، اعم از مساوات در تقسیم بیت المال، مساوات در پرداخت مالیات های اسلامی( زکات- خمس – صدقات و …)، مساوات در فرا خواندن همه مردم به تحصیل علم و مساوات در تصدی مسئولیت ها بر اساس اهلیت و شایستگی مدّ نظر رسول خدا (ص) بود.

 

پیامبر اکرم (ص) با اعلام و اجرای مساوات، در واقع دیدگاه طبقاتی و برتری جویی های کاذب و دروغین و نیز مقدم کردن ثروتمندان بر فقرا را نفی کردند. همگان در برابر قانون الهی مساوی بودند. زنی از اشراف سرقت کرده بود و زمانی که این مسئله ثابت شد، رسول خدا (ص) فرمان به مجازات او داد. عده ای نزد حضرت آمده و وساطت کردند تا حکم درباره او اجرا نشود؛ اما پیامبر اکرم (ص) بر مساوات در اجرای قانون تاکید کرده، فرمودند: «إنّما أهلک الّذین من قبلکم أنّهم کانوا إذا سرق فیهم الشّریف ترکوه و إذا سرق فیهم الضّعیف أقاموا علیه الحدّ.[۲۵]»؛ «آنان که پیش از شما بودند، تنها به سبب چنین تبعیض هایی هلاک شدند؛ زیرا حدود را بر فرو دستان اجرا می کردند و اشراف و بزرگان را رها می ساختند».

 

  1. ۱۰. اهتمام به امور مستضعفان و محرومان

 

رفتار و مشی رسول خدا (ص) مبرّا از هر نوع برخورد ملوکانه و مستکبرانه بود. این مسئله باعث شده بود تا ایشان به راحتی با اقشار ضعیف جامعه ارتباط نزدیک داشته باشند. آنچه از حسن سلوک اجتماعی پیامبر (ص) حکایت دارد، داشتن روحیه ی سادگی و بی آلایشی در زندگی و دوری از اشرافی گری بود؛ چنان که خود بر این سیره تاکید داشتند و می فرمودند: «إِنِّی أَلْبَسُ الْغَلِیظَ وَ أَجْلِسُ عَلَى الْأَرْضِ- وَ أَلْعَقُ أَصَابِعِی وَ أَرْکَبُ الْحِمَارَ بِغَیْرِ سَرْجٍ وَ أُرْدِفُ خَلْفِی- فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی»؛[۲۶] «من لباس خشن می پوشم، بر زمین می نشینم، انگشتان را [پس از غذا] با زبان می لیسم، بر الاغ بی پالان سوار می شوم و کسی را ترک خود سوار می کنم. پس هر که از سنّت من گریزان شود، از من نیست».

 

  1. ۱۱. اجرای عدالت اجتماعی

 

مهم ترین نکته در مورد مردم داری رسول خدا(ص) اجرای عدالت اجتماعی در بین همه ی آحاد جامعه بود. عدالت در حقیقت جان دین و شریعت است. عدالت اجتماعی، عدالتی گسترده و فراگیر در همه ی وجوه زندگی انسانها است که از مهم ترین وجوه آن که مستقیماً با زندگی مردم در ارتباط است، عدالت اقتصادی می باشد. بنابراین وجود فقر، فاصله طبقاتی، بهره کشی، رانت خواری و تکاثر نشانۀ عدم عدالت است. ازاین رو پیامبر اکرم (ص) فرمان یافت به برپایی عدل و قسط در جامعه؛ «قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْط[۲۷]»؛ «بگو: پروردگارم به قسط فرمان داد».

 

نتیجه گیری

 

در زندگی اجتماعی اغلب جوامع، ناهمواری ها و بن بست هایی وجود دارد که راه درمان آن را نمی دانند و یا به نسخه های اشتباهی عمل می کنند؛ در حالی که راه برون رفت از تمامی مشکلات، اضطراب ها و ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی و … تمسک به سیره و رفتار رسول گرامی اسلام (ص) است که مفسر راستین اسلام می باشد. بنابراین بر مسئولین و نهادهای علمی و فرهنگی فرض است که زمینه ها و بسترهای لازم را در قالب ها و روشهای نو، برای نسل جوان که تشنه ی معارف اند، مهیا سازند.

 

در عصری که دشمنان با استفاده از ابزارهای هنری و رسانه ای سعی دارند که چهره ای خشن و غیر واقعی از اسلام و رسول خدا (ص) به جوامع ارائه بدهند، وظیفه نخبگان، هنرمندان و عالمان راستین این است که کمر همت بر بسته و با تمامی توان از ایشان رفع مظلومیت نمایند. بد نیست بدانیم که رفع مظلومیت تنها گریه و زاری و شعاردادن نیست؛ بلکه در مقابل هر فیلم، داستان و… که علیه آن اُسوه همیشگی ارائه می شود، باید مقابله به مثل نموده و صدها و بلکه هزاران اثر در قالب های متنوع و جذاب هنری برای مخاطبین مختلف و به زبان های گوناگون در فضایل و مکارم اخلاق رسول خدا (ص) انتشار داد. «تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد».

 

علی بخشی

 

[۱]- مفردات راغب، ص۲۹۷.

 

[۲]- حج، استاد مرتضی مطهری، ص۳۵.

 

[۳]- شوری، ۲۳.

 

[۴]-بحار الانوار،ج۷۳،ص۳۶۷

 

[۵]-شهاب الاخبار،ص۳۲۲.

 

[۶]- فصلنامه اخلاق، ص۶۲.

 

[۷]- نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸.

 

[۸]- سیری در سیره نبوی، ص۱۰۰.

 

[۹]- حکمتها و اندرزها، ص۲۱۲.

 

[۱۰]- دخان، ۱۴.

 

[۱۱]- صافات، ۳۶.

 

[۱۲]- ذاریات، ۵۲.

 

[۱۳] – میزان الحکمه، ح ۱۹۹۷۳.

 

[۱۴]- از معرفت دینی تا حکومت دینی؛ ص ۱۴۷ و ۱۴۸.

 

[۱۵]-.بحارالانوار،ج۶۵،ص۳۴۸

 

[۱۶]-عیون اخبار الرضا،ج۱،ص۳۱۷

 

[۱۷]- آل عمران، ۱۳۴.

 

[۱۸]-.ارشادالقلوب،ج۱،ص۱۱۷

 

[۱۹]-مجموعه ورام،ج۱،ص۹۹

 

[۲۰] .مکارم اخلاق،ص۱۶

 

[۲۱]- برای مطالعه بیشتر به این منابع مراجعه کنید:

 

الف) ارتباطات انسانی، علی اکبر فرهنگی. ب) دین و ارتباطات، مجید محمدی ج) مبانی ارتباطات جمعی، سید محمد دادگران

 

۲.لغت نامه دهخدا،ذیل واژه تکلّف

 

۳.بحارالانوار،ج۷۰،ص۳۹۴

 

۱.بحارالانوار،ج۴۶،ص۱۷۷

 

۲.نهج الفصاحه،ص۳۴۵

 

۱.بحارالانوار،ج۷۴،ص۸۲

 

۲.اعراف،۲۹


نوشته شده توسط:سجاد خیاط مشهدی - 1186 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 406
برچسب ها:
دیدگاه ها